مشاعره هر شب از شبکه آموزش سیما

شروع بیت با حرف آ

شروع بیت با حرف ا

شروع بیت با حرف ب

شروع بیت با حرف پ

شروع بیت با حرف ت

شروع بیت با حرف ث

شروع بیت با حرف ج و چ

شروع بیت با حرف ح

شروع بیت با حرف خ

شروع بیت با حرف د و ذ

شروع بیت با حرف ر

شروع بیت با حرف ز و ژ

شروع بیت با حرف س

شروع بیت با حرف ش

شروع بیت با حرف ص و ض

شروع بیت با حرف ط

شروع بیت با حرف ظ

شروع بیت با حرف ع

شروع بیت با حرف غ

شروع بیت با حرف ف

شروع بیت با حرف ق

شروع بیت با حرف ک

شروع بیت با حرف گ

شروع بیت با حرف ل

شروع بیت با حرف م

شروع بیت با حرف ن

شروع بیت با حرف و

شروع بیت با حرف ه

شروع بیت با حرف ی

 

ضرب المثل با حرف آ

آب از آب تکان نخوردن.

 


آب از آسیاب (آسیا) افتادن.

 


آب از سرچشمه گل آلود است.

 


آب به آسیاب دشمن میریزد.

 


آب به جو داشتن.

 


آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم     یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم

 


آب در هاون کوبیدن.

 


آب رفته به جوی بر نمیگردد.

 


آبروی ریخته جمع نمی شود.

 


آب زیر کاه بودن.

 


آب کم، سراب است.

 


آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.

 


آب که سربالا می رود، قورباغه ابوعطا می خواند.

 


آب که یک جا بماند می گندد.

 


آب نطلبیده مراد است.

 


آتش، خشک و تر را با هم می سوزاند.

 


آخر شاعری، اول گدایی است.

 


آدم بدقول به مرض مبتلاست.

 


آدم برهنه از آب نمی ترسد.

 


آدم بی گناه پای دار می رود ولی سردار نمی رود.

 


آدم بی نیاز پادشاه است.

 


آدم پیر، یک بیمارستان مرض دارد.

 


آدم خوش معامله شریک مال مردم است.

 


آدم دروغگو کم حافظه است.

 


آدم گرسنه ایمان ندارد.

 


آدمی را زبان فضیحه کند      جوز بی مغز را سبکساری

 


آردش را ریخته و الکش را آویخته.

 


آرزو بر جوانان عیب نیست.

 


 

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است     با دوستان مروت با دشمنان مدارا

 


آستین بالا زدن.

 


آسیا به نوبت.

 


آشپز که دوتا شد آش یا شور میشود یا بی نمک.

 


آش دهن سوز.

 


آش نخورده و دهن سوخته.

 


آش و لاش کردن.

 


آش، همان آش و کاسه، همان کاسه.

 


آفتاب آمد دلیل آفتاب       گر دلیلت باید از وی رخ متاب.

 


آفتاب لب بام بودن.

 


آفتابه خرج لحیم کردن.

 


آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هیچی.

 


آفتاب همیشه در پشت ابر پنهان نمی ماند.

 


آمد ابرویش را درست بکند زد چشمش را کور کرد.

 


آن چنان زی که چو در حادثه بر باد روی         نام نیکت نگذارد که تو از یاد روی

 


آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری.

 


آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

 


آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.

 


آن سفر، این سفر.

 


آن که را طاووس خواهد جور هندوستان کشد.

 


آن گه که تو دیدی غم نانی داشتم، امروز تشویش جهانی دارم.

 


آن مرد که از راه مناهی گذرد، عمرش به مصیبت و تباهی گذرد.

 


آواز دهل شنیدن از دور خوش است.

 


آه در بساط نداشتن.

 


آهسته برو آهسته بیا که گربه شاخت نزند.

 


آه ندارد که با ناله سودا کند.

 


آهوی نگرفته را نبخش.

 


 

سلام.

 

در حال به روزرسانی هستم. ابیات زیادی اضافه میشن به وبلاگ. 

 صفحه اینستاگرام نویسنده وبلاگ: 

https://instagram.com/zahrabalali.photog?igshid=1iyihzf66fjzx